فرهنگ آریان‌پور

مختل

#۱۸۲٬۱۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

disturbed

مختل، مختل شده، آشفته، ناراحت

۲

teched

(tetched =) ـ مختل، به هم خورده

۳

tetched

(teched =) ـ مختل، به هم خورده

۴

deranged

آشفته، دیوانه، درهم بر هم، مختل

۵

unsettled

درهم (بر هم)، آشفته، مختل، تصفیه نشده، بى سامان، ساکت نشده، فروننشسته

۶

disorderly

بى نظم، بى ترتیب، نامنظم، مختل، شلوغ، ناامن

۷

upset

(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته