فرهنگ آریانپور
مختل
#۱۸۲٬۱۷۶
disturbed
مختل، مختل شده، آشفته، ناراحت
teched
(tetched =) ـ مختل، به هم خورده
tetched
(teched =) ـ مختل، به هم خورده
deranged
آشفته، دیوانه، درهم بر هم، مختل
unsettled
درهم (بر هم)، آشفته، مختل، تصفیه نشده، بى سامان، ساکت نشده، فروننشسته
disorderly
بى نظم، بى ترتیب، نامنظم، مختل، شلوغ، ناامن
upset
(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته