فرهنگ آریان‌پور

مختصرا

#۱۸۲٬۱۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

briefly

کوتاه مختصر، حکم، دستور، خلاصه کردن، کوتاه کردن، آگاهى دادن

۲

concisely

مختصر، موجز، کوتاه، لب گو، فشرده و مختصر