فرهنگ آریان‌پور

مختصر کردن

#۱۸۲٬۱۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

abbreviate

مختصر کردن، کوتاه کردن، خلاصه کردن

۲

abridge

کوتاه کردن، مختصر کردن

۳

shorten

کوتاه کردن، مختصر کردن، کاستن

۴

simplify

ساده کردن، آسان تر کردن، مختصر کردن

۵

drop by

به کسى سر زدن، دیدن، مختصر کردن

۶

prune

هرس کردن، (گیاه شناسى) آلو، گوجه برقانى، آلو بخارا، آراستن، سرشاخه زدن

۷

curtail

کوتاه کردن، مختصر نمودن