فرهنگ آریانپور
مختصر
#۱۸۲٬۱۲۸
viz
مختصر
concise
مختصر، موجز، کوتاه، لب گو، فشرده و مختصر
abridged
مختصر، خلاصه شده
synoptic
مختصر، کوتاه، خلاصه، اجمال، هم نظیر
sum
جمع کردن، حاصل جمع، مجموع، مبلغ، روى هم، خلاصه، مختصر، حساب کردن، با هم جمع کردن، مختصر و موحز کردن، خلاصه نمودن
terse
موجز، بى شاخ و برگ، مختصر و مفید، مختصر
brief
کوتاه مختصر، حکم، دستور، خلاصه کردن، کوتاه کردن، آگاهى دادن
apercu
خلاصه، مختصر، موجز
little
اندک، کم، کوچک، خرد، قد کوتاه، کوتاه، مختصر، ناچیز، جزیى، خورده، حقیر، محقر، معدود، بچگانه، درخور بچگى، پست
compend
(compendium =) ـ خلاصه، زبده، مختصر، کوتاهى، اختصار
epitome
خلاصه، مختصر، خلاصه رئوس مطالب
summary
خلاصه، مختصر، موجز، اختصارى، ملخص، انجام شده بدون تاخیر، با شتاب
synopsis
خلاصه، مجمل، اجمال، مختصر
abstracted
مجزا، پریشان خیال، مختصر
compendium
خلاصه، زبده، مختصر، کوتاهى، اختصار
telegraphic
تلگرافى، مختصر، موجز، از راه دور نگارى
short term
کوتاه مدت، مختصر