فرهنگ آریان‌پور

مختصر

#۱۸۲٬۱۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

viz

مختصر

۲

concise

مختصر، موجز، کوتاه، لب گو، فشرده و مختصر

۳

abridged

مختصر، خلاصه شده

۴

synoptic

مختصر، کوتاه، خلاصه، اجمال، هم نظیر

۵

sum

جمع کردن، حاصل جمع، مجموع، مبلغ، روى هم، خلاصه، مختصر، حساب کردن، با هم جمع کردن، مختصر و موحز کردن، خلاصه نمودن

۶

terse

موجز، بى شاخ و برگ، مختصر و مفید، مختصر

۷

brief

کوتاه مختصر، حکم، دستور، خلاصه کردن، کوتاه کردن، آگاهى دادن

۸

apercu

خلاصه، مختصر، موجز

۹

little

اندک، کم، کوچک، خرد، قد کوتاه، کوتاه، مختصر، ناچیز، جزیى، خورده، حقیر، محقر، معدود، بچگانه، درخور بچگى، پست

۱۰

compend

(compendium =) ـ خلاصه، زبده، مختصر، کوتاهى، اختصار

۱۱

epitome

خلاصه، مختصر، خلاصه رئوس مطالب

۱۲

summary

خلاصه، مختصر، موجز، اختصارى، ملخص، انجام شده بدون تاخیر، با شتاب

۱۳

synopsis

خلاصه، مجمل، اجمال، مختصر

۱۴

abstracted

مجزا، پریشان خیال، مختصر

۱۵

compendium

خلاصه، زبده، مختصر، کوتاهى، اختصار

۱۶

telegraphic

تلگرافى، مختصر، موجز، از راه دور نگارى

۱۷

short term

کوتاه مدت، مختصر