فرهنگ آریان‌پور

مختص

#۱۸۲٬۱۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

idoneous

مناسب، جور، درخور، مختص، مخصوص، فراخور

۲

coordinate

هماهنگ کردن، مختص، متناسب کردن، هم آهنگ کردن، تعدیل کردن، هم پایه، مربوط، (در جمع) مختصات

۳

peculiar

عجیب و غریب، داراى اخلاق غریب، ویژه

۴

specific

ویژه، مخصوص، معین، بخصوص، خاص، اخص، مشخص specific _

۵

particular

ویژه، خاص، سختگیر، مخصوص، بخصوص، مخمص، دقیق، نکته بین، خصوصیات، تک، منحصر بفرد

۶

peculiarity

صفت عجیب و غریب، حالت ویژگى، غرابت