فرهنگ آریان‌پور

مختار

#۱۸۲٬۱۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

free

آزاد، مستقل، میدانى، مطلق، اختیارى، مختار، مجانى، رایگان، سخاوتمندانه، روا، مجاز، منفصل، رها، به طور مجانى، آزاد کردن، ترخیص کردن

۲

elector

انتخاب کننده، برگزیننده، عضو هیئت انتخاب کنندگان، مختار

۳

independent

مستقل، ناوابسته، خود مختار، داراى قدرت مطلقه

۴

authority

قدرت، توانایى، اختیار، اجازه، اعتبار، نفوذ، مدرک یا ماخذى از کتاب معتبریا سندى، نویسنده ى معتبر، منبع صحیح و موثق، (در جمع) اولیاء امور