مخالف
#۱۸۲٬۰۲۶
adverse
مخالف، مغایر، ناسازگار، مضر، رو به رو
contrary
مخالف، معکوس، مقابل، خلاف
dissidence
مخالف، اختلاف راى، عدم توافق
dissentient
مخالف عقیده اکثریت، مخالف، معاند
con
از بر کردن، دانستن، مخفف کلمه عامیانه confidence، اعتماد، گول زدن، مخالف، پیشوند به معانى " با " و " با هم "
anti
(anth- , ant- =) ـ (pl. antis) ـ پاد، مخالف، علیه، ضد پیشوندى است به معنى " ضد " و " مخالف " و " درعوض " و " به جاى " و غیره مثل: ANTIchrist anti ـ
alien
بیگانه، خارجى، (مجازى) مخالف، مغایر، ناسازگار، غریبه بودن، ناسازگار بودن
against
دربرابر، در مقابل، پیوسته، مجاور، به سوى، مقارن، بر ضد، مخالف، علیه، به، بر، با
defiant
بى اعتناء، بدگمان، جسور، مظنون، مبارز، معاند، مخالف
converse
صحبت کردن، مذاکره کردن، محاوره کردن معکوس، واژگون، وارونه، عکس، مخالف، گفتگو، آمیزش، صحبت
adversary
دشمن، مخالف، رقیب، مدعى، متخاصم، ضد، حریف، مبارز، هم آورد
antipodal
مربوط به ساکنین ینگى دنیا، واقع در طرف مقابل زمین، مستقیما، مخالف، متقاطر
dissenter
معاند، منکر، مخالف، ناراضى (در امورسیاسى)
antagonist
هم آورد، مخالف، ضد، رقیب، دشمن
contradictory
متناقض، مخالف، متباین، (منطق) ضد و نقیض، مغایر
dissenting
اختلاف عقیده داشتن، جداشدن، نفاق داشتن