فرهنگ آریان‌پور

مخاطب ساختن

#۱۸۲٬۰۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

accost

مخاطب ساختن، مواجه شدن (با)، نزدیک شدن (بهر منظورى)، مشترى جلب کردن (زنان بدکاردر خیابان)، نزدیک کشیدن، در امتداد چیزى حرکت کردن (مثل کشتى)

۲

address

درست کردن، مرتب کردن، متوجه ساختن، قراول رفتن، دستور دادن، اداره کردن، نظارت کردن، خطاب کردن، عنوان نوشتن، مخاطب ساختن، سخن گفتن عنوان، نام و نشان، سرنامه، نشانى، آدرس، خطاب، خطابه، نطق، عریضیه، طرزخطاب، برخورد، مهارت، حمل، ارسال، نشانى دادن address ـ (44)