فرهنگ آریان‌پور

مخابره

#۱۸۱٬۹۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

wigwag

ارتباط یا مخابره به وسیله پرچم، جنباندن

۲

traffic

(traffick =) ـ عبور و مرور، آمد و شد، شد و آمد، رفت و آمد، عبو و مرور وسایط نقلیه، داد و ستد، ارتباط، کسب کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن

۳

traffick

(traffic =) ـ شد و آمد، آمد و شد، رفت و آمد، عبو و مرور، وسایط نقلیه، داد و ستد ارتباط، کسب، کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن

۴

transmittal

(transmittance، transmittancy) انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش

۵

transmission

انتقال، عبور، ارسال، سرایت، اسبابى که به وسیله آن نیروى موتور اتومبیل به چرخها منتقل مى شود، فرا فرستى، فرا فرستادن، سخن پراکنى، مخابره، مخابرات

۶

transmittance

(transmittal، transmittancy) انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش

۷

transmittancy

(transmittal، transmittance) انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش

۸

communication

ارتباط، ابلاغیه، مکاتبه