فرهنگ آریانپور
مخابره
#۱۸۱٬۹۴۹
wigwag
ارتباط یا مخابره به وسیله پرچم، جنباندن
traffic
(traffick =) ـ عبور و مرور، آمد و شد، شد و آمد، رفت و آمد، عبو و مرور وسایط نقلیه، داد و ستد، ارتباط، کسب کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن
traffick
(traffic =) ـ شد و آمد، آمد و شد، رفت و آمد، عبو و مرور، وسایط نقلیه، داد و ستد ارتباط، کسب، کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن
transmittal
(transmittance، transmittancy) انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش
transmission
انتقال، عبور، ارسال، سرایت، اسبابى که به وسیله آن نیروى موتور اتومبیل به چرخها منتقل مى شود، فرا فرستى، فرا فرستادن، سخن پراکنى، مخابره، مخابرات
transmittance
(transmittal، transmittancy) انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش
transmittancy
(transmittal، transmittance) انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش
communication
ارتباط، ابلاغیه، مکاتبه