فرهنگ آریان‌پور

مخ

#۱۸۱٬۹۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

marrow

مغز استخوان، مخ، مغز، قسمت عمده، جوهر

۲

encephalon

مغز، مخ، دماغ

۳

pate

کله، سر، سر یا قسمتى از سر انسان، مغز pate کالبد شناسی‌

۴

bean

(گیاه شناسى) باقلا، لوبیا، دانه، حبه، چیز کم ارزش و جزیى

۵

Pole

دسته بلند چیزى، تیر چراغ برق، قطب دار کردن، تیردار کردن، با تیر یا دیرک محکم کردن، (با حرف بزرگ) لهستانى، قطب

۶

block

بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه، کند، سد

۷

skull

(کالبد شکافى) کاسه سر، جمجمه، فرق سر

۸

noggin

(naggin =) ـ سطل چوبى، لیوان چوبى، سر، سرانسان

۹

cerebrum

(کالبد شکافى) مغز پیشین، مغز کله عامیانه‌

۱۰

upstairs

بالاخانه، دراشکوب بالا، ساختمان فوقانى

۱۱

gray matter

ماده خاکسترى بافت عصبى، مغز