فرهنگ آریان‌پور

محیط

#۱۸۱٬۹۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

milieu

محیط، اجتماع، قلمرو، دور و بر، اطراف

۲

millieu

محیط

۳

environment

محیط، دوروبر، اطراف، احاطه، دور و بر، پرگیر

۴

lap

دامن لباس، لبه لباس، سجاف، محیط، محل نشو و نما، آغوش، سرکشیدن، حریصانه خوردن، لیس زدن، با صدا چیزى خوردن، شلپ شلپ کردن، تاه کردن، پیچیدن

۵

girth

تنگ اسب، محیط، قطر شکم، ابعاد، تنگ بستن، بست، بست آهنى و چرمى، با تنگ بستن، دور گرفتن

۶

outside

بیرون، برون، ظاهر، محیط، دست بالا، برونى

۷

ambiance

نقوش و تزیینات اطراف یک تابلو نقاشى، محیط

۸

ambience

نقوش و تزیینات اطراف یک تابلو نقاشى، محیط

۹

circuity

پیرامون، محیط، حوزه، غیر مستقیم، مدار حرکت

۱۰

perimeter

(هندسه) پیرامون، محیط، فضاى احاطه کننده، پیرامون

۱۱

periphery

جنب، پیرامون، (هندسه) پیرامون، دوره، محیط، حدود

۱۲

circumambient

احاطه کننده، محیط، دور گردیدن، گردنده به دور

۱۳

comprehensive

جامع، فرا گیرنده، وسیع، محیط، بسیط

۱۴

scene

منظره، چشم انداز، مجلس، پرده جزء صحنه نمایش، صحنه، جاى وقوع، مرحله

۱۵

climate

آب و هوا عامیانه‌