فرهنگ آریان‌پور

انشعاب

#۱۸٬۱۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

ramification

انشعاب، شاخه شاخگى

۲

fork

چنگال، محل انشعاب، جند شاخه شدن، سه شاخه، دوشاخه، منشعب شدن، مثل چنگال شدن، پنجه

۳

shoot

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن

۴

split

(past: split ; past participle: split) ـ ترک، انشعاب، دوبخشى، شکافتن، دونیم کردن، از هم جدا کردن، شکاف، نفاق، چاک

۵

branch

شاخه، شاخ، فرع، شعبه، رشته، بخش، شاخه شاخه شدن، منشعب شدن، گل و بوته انداختن، جوانه زدن، به راه جدیدى رفتن، انشعاب

۶

junction

پیوندگاه، انشعاب، نقطه اتصال، اتصال، برخوردگاه

۷

offshoot

شاخه نورسته، جوانه، ترکه، فرع، انشعاب، شعبه، مشتق

۸

tributary

خراجگزار، فرعى، تابع، شاخه، انشعاب

۹

divergence

تباین، انشعاب، واگرایى

۱۰

embranchment

شاخه، شعبه، انشعاب

۱۱

breakaway

فرار، استعفاء، جدایى، هجوم وحشیانه گله گوسفند و گاو، رم

۱۲

separation

جدایى، تفکیک، فراق، دورى، متارکه، انفصال