فرهنگ آریان‌پور

انشا کردن

#۱۸٬۱۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

write

(past: wrote ; past participle: written) ـ نوشتن، تالیف کردن، انشا کردن، تحریر کردن

۲

frame

قاب، چارچوب، قاب کردن، قاب گرفتن، چارچوب گرفتن، طرح کردن، تنظیم کردن، بیان کردن، فرمول، قاعده، منطق، اسکلت، ساختمان، چهارچوب، تنه، بدن، پاپوش درست کردن

۳

compose

سرودن، ساختن، درست کردن، تصنیف کردن