فرهنگ آریان‌پور

محکوم‌ کردن

#۱۸۱٬۳۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

sentence

جمله، حکم، فتوى، راى، قضاوت، گفته، راى دادن، محکوم کردن

۲

damn

لعنت کردن، لعنت، فحش، بسیار، خیلى

۳

doom

حکم، حکم مجازات، سرنوشت بد، فنا، حکم دادن، مقرر داشتن، محشر

۴

denounce

علیه کسى اظهارى کردن، کسى یا چیزى را ننگین کردن، تقبیح کردن