فرهنگ آریان‌پور

محکمه

#۱۸۱٬۳۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

assize

محکمه، محکمه ى جنایى، هیئت قضات یا منصفه، (در جمع) نرخ قانونى، واحد وزن و پیمانه، فرمان، مشیت

۲

bar

میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب

۳

fora

(sing.forum) ـ میدانها، بازارها، محل اجتماع عموم، دادگاه ها، محکمه، دیوانخانه

۴

forum

(روم باستان) میدان، بازار، محل اجتماع عموم، دادگاه، محکمه، دیوانخانه

۵

tribunal

دادگاه محکمه، دیوان محاکمات