فرهنگ آریان‌پور

انسداد

#۱۸٬۱۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

blockage

انسداد

۲

occlusion

انسداد، بسته شدگى، جفت شدگى (دندانها)

۳

preclusion

انسداد، ایجاد مانع

۴

obstruction

انسداد، منع، جلوگیرى، گرفتگى

۵

tie up

انسداد، بستن، پیچیدن، مقید کردن، حبس کردن

۶

let

(past: let ; past participle: let) ـ گذاشتن، اجازه دادن، رها کردن، ول کردن، اجاره دادن، اجاره رفتن، درنگ کردن، مانع، انسداد، اجاره دهى

۷

bloc

بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه

۸

block

بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه، کند، سد

۹

choke

خفه کردن، بستن، مسدود کردن، انسداد، اختناق، دریچه، ساسات (ماشین)

۱۰

padlock

قفل، انسداد، قفل کردن، بستن

۱۱

blockade

راه بندان، محاصره، انسداد، بستن، محاصره کردن، راه بند کردن، سد راه، سدراه کردن

۱۲

blocking

بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه، کند، سد block

۱۳

stockade

ایجاد مانع، انسداد، مسدود ساختن، حصار بندى

۱۴

block age

بازدارى، ممانعت، جلوگیرى، انسداد، محاصره

۱۵

closure

خاتمه، راى کفایت مذاکرات، عمل محصور شدن، دریچه، درب بطرى و غیره، دربستن، بستار، بسته شدن

۱۶

strangulation

فشردگى، اختناق، خفه سازى، حالت خفقان