فرهنگ آریان‌پور

محفل

#۱۸۱٬۲۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس

۲

agora

انجمن، محفل، بازار

۳

circle

دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن

۴

clique

دسته، گروه، محفل

۵

nest

آشیانه، لانه، آشیانه اى کردن، آسایشگاه، پاتوق، لانه ساختن، آشیان کردن، آشیان گرفتن، در محل محفوظى جاى گرفتن، پیچیدن

۶

coterie

گروه هم مسلک، انجمن (ادبى و اجتماعى) coven