فرهنگ آریانپور
محفل
#۱۸۱٬۲۳۷
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس
agora
انجمن، محفل، بازار
circle
دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن
clique
دسته، گروه، محفل
nest
آشیانه، لانه، آشیانه اى کردن، آسایشگاه، پاتوق، لانه ساختن، آشیان کردن، آشیان گرفتن، در محل محفوظى جاى گرفتن، پیچیدن
coterie
گروه هم مسلک، انجمن (ادبى و اجتماعى) coven