فرهنگ آریانپور
محظور
#۱۸۱٬۲۰۹
hitch
پیچ و خمیدگى، گرفتارى، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه و غیره)، انداختن
embargo
ممنوعیت، تحریم، مانع، محظور
obstacle
گیر، مانع، رداع، سد جلو راه، محظور، پاگیر
impediment
مانع، عایق، رادع، محظور، اشکال، گیر
obligation
التزام، محظور، وظیفه
dilemma
مسئله غامض، معماى غیر قابل حل، وضع دشوار