فرهنگ آریان‌پور

محشور نبودن

#۱۸۱٬۱۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

stand off

محشور نبودن، دفع کردن، به دفع الوقت گذراندن، سرد، گریز کردن، (در مسابقه) مساوى یاهیچ به هیچ