فرهنگ آریانپور
محرک
#۱۸۱٬۰۱۲
driver
محرک، راننده، شوفر، سورچى، گارى چى
anabiotic
محرک، نیروبخش
appetizing
محرک، اشتها آور
driving
راننده، پیش برنده، محرک، راندن، سوارى
exciter
برانگیزنده، محرک، آشوبگر
actuator
به کار اندازنده، فعال کننده، محرک
excitant
برانگیزنده، محرک، مهیج، (پزشکى) وسیله القاء
irritant
برانگیزنده، خراش آور، دلخراش، سوزش آور، خشم آور، محرک، به خشم آورنده، آزارنده
impellent
سوق دهنده، جنباننده، محرک، وادار کننده
incitation
انگیزش، تحریک، وادار سازى، اغوا، انگیزه، تهییج، محرک
fuel
سوخت، غذا، اغذیه، تقویت، سوخت گیرى کردن، سوخت دادن (به)، تحریک کردن، تجدید نیرو کردن fuel شخص یا اسباب
drive
(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن drive مجازی
impeller
(impellor =) ـ وادار کننده، پیش برنده، تشجیح کننده روان شناسی