فرهنگ آریان‌پور

محرک

#۱۸۱٬۰۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

driver

محرک، راننده، شوفر، سورچى، گارى چى

۲

anabiotic

محرک، نیروبخش

۳

appetizing

محرک، اشتها آور

۴

driving

راننده، پیش برنده، محرک، راندن، سوارى

۵

exciter

برانگیزنده، محرک، آشوبگر

۶

actuator

به کار اندازنده، فعال کننده، محرک

۷

excitant

برانگیزنده، محرک، مهیج، (پزشکى) وسیله القاء

۸

irritant

برانگیزنده، خراش آور، دلخراش، سوزش آور، خشم آور، محرک، به خشم آورنده، آزارنده

۹

impellent

سوق دهنده، جنباننده، محرک، وادار کننده

۱۰

incitation

انگیزش، تحریک، وادار سازى، اغوا، انگیزه، تهییج، محرک

۱۱

fuel

سوخت، غذا، اغذیه، تقویت، سوخت گیرى کردن، سوخت دادن (به)، تحریک کردن، تجدید نیرو کردن fuel شخص‌ یا اسباب‌

۱۲

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن drive مجازی‌

۱۳

impeller

(impellor =) ـ وادار کننده، پیش برنده، تشجیح کننده روان‌ شناسی‌