فرهنگ آریان‌پور

محدودیت

#۱۸۰٬۹۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

finitude

محدودیت، فنا، پایان پذیرى

۲

limitation

محدودیت، تحدید، محدودسازى، شرط

۳

constraint

قید، محدودیت، اجبار، اضطرار، فشار، گرفتارى، توقیف

۴

finiteness

تناهى، محدودیت

۵

restriction

تحدید، تضییق، جلوگیرى، منع، محدودیت

۶

circumscription

تعریف، محدودیت، انحصار، فضا یا محیط محدود و مشخص شده

۷

cap

(capa =) ـ طاق، کلاه، سرپوش، کلاهک، راس، با کلاهک پوشاندن، پوشش دار کردن، سلام دادن به وسیله برداشتن کلاه از سر، سربطرى یا قوطى

۸

curb

زنجیر، بازداشت، جلوگیرى، لبه پیاده رو، محدود کردن، داراى دیواره یا حایل کردن، تحت کنترل درآوردن، فرو نشاندن

۹

chain

زنجیر، کند و زنجیر، حلقه، (مجازى) رشته، سلسله زنجیر کردن

۱۰

stint

محدود کردن، از روى لئامت دادن، مضایقه کردن، کم دادن، بقناعت واداشتن straitjacket stranglehold

۱۱

parameter

نسبت میان تقاطع دو سطح، مقدار معلوم و مشخص، پارامتر، مقدارى از یک مدار

۱۲

restraint

جلوگیرى، منع، نگهدارى، خوددارى