فرهنگ آریان‌پور

محدود ساختن

#۱۸۰٬۹۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

trammel

یک جور دام یا تور، پابند، کملاف، آلت ترسیم بیضى، تعدیل، تعدیل کردن، به دام افتادن، محدود ساختن

۲

de escalate

تشنج زدایى کردن، محدود ساختن