فرهنگ آریان‌پور

محافظه‌ کار

#۱۸۰٬۷۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

conservative

محافظه کار، پیرو سنت قدیم oldfashioned

۲

Tory

عضو حزب محافظه کار انگلیس، وابسته به حزب محافظه کار

۳

right

مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق

۴

uncommunicative

بى علاقه به مکالمه و تبادل فکر و خبر، خاموش، کم حرف