فرهنگ آریان‌پور

محاصره کردن

#۱۸۰٬۷۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

beseige

محاصره کردن، احاطه کردن، فراگرفتن

۲

besiege

محاصره کردن

۳

beleaguer

محاصره کردن، احاطه کردن

۴

gird

(past: girded, girt ; past participle: girded, girt) ـ ضربه شدید، اظهار نظر شدید و تند، حلقه، کمربند بستن، بستن، احاطه کرده، محاصره کردن، نیرومند کردن، آماده کردن، محکم کردن

۵

girt

(past: girded, girt ; past participle: girded, girt) ـ ضربه شدید، اظهار نظر شدید و تند، حلقه، کمربند بستن، بستن، احاطه کرده، محاصره کردن، نیرومند کردن، آماده کردن، محکم کردن

۶

environ

احاطه کردن، دورزدن، دورکسى یا چیزى را گرفتن، محاصره کردن

۷

blockade

راه بندان، محاصره، انسداد، بستن، محاصره کردن، راه بند کردن، سد راه، سدراه کردن

۸

surround

فرا گرفتن، محاصره کردن، احاطه شدن، احاطه

۹

encompass

دور گرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن، دارا بودن، شامل بودن، دربرگرفتن، محاصره کردن

۱۰

seal off

(توسط پلیس) محاصره کردن، ممنوع الورود کردن، مهر و موم کردن