فرهنگ آریان‌پور

محاسبه کردن

#۱۸۰٬۷۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

compute

محاسبه کردن، حساب کردن، تخمین زدن

۲

calk

(caulker , calker , caulk =) ـ بتونه کارى کردن، زیرپوش سازى کردن، مسدود کردن، نعل زدن سر خوردن روى یخ، بانعل یالگد اسب مجروح شدن، کپیه کردن، محاسبه کردن، چرت زدن