فرهنگ آریانپور
محاسبه کردن
#۱۸۰٬۷۱۸
compute
محاسبه کردن، حساب کردن، تخمین زدن
calk
(caulker , calker , caulk =) ـ بتونه کارى کردن، زیرپوش سازى کردن، مسدود کردن، نعل زدن سر خوردن روى یخ، بانعل یالگد اسب مجروح شدن، کپیه کردن، محاسبه کردن، چرت زدن
#۱۸۰٬۷۱۸
محاسبه کردن، حساب کردن، تخمین زدن
(caulker , calker , caulk =) ـ بتونه کارى کردن، زیرپوش سازى کردن، مسدود کردن، نعل زدن سر خوردن روى یخ، بانعل یالگد اسب مجروح شدن، کپیه کردن، محاسبه کردن، چرت زدن