فرهنگ آریان‌پور

محاسبه‌ کردن

#۱۸۰٬۷۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

compute

محاسبه کردن، حساب کردن، تخمین زدن

۲

tally

شمردن، تطبیق کردن، شمارش، شمارشگر، چوبخط، حساب، جاى چوبخط، برچسب، اتیکت، نظیر، قرین، علامت، نشان، مطابق بودن، با چوب خط حساب کردن

۳

figure

شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر

۴

reckon

شمردن، حساب پس دادن، روى چیزى حساب کردن، محسوب داشتن، گمان کردن

۵

calculate

حساب کردن، برآورد کردن