فرهنگ آریان‌پور

محاسبه

#۱۸۰٬۷۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

computing

محاسبه کردن، حساب کردن، تخمین زدن compute

۲

calculation

محاسبه، محاسبات، حساب، برآورد

۳

account

شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن

۴

computation

شمارش، نتیجه شمارش، محاسبه، محاسبات

۵

count

شمار، شمردن، کنت، حساب کردن، پنداشتن، فرض کردن

۶

reckoning

شمردن، حساب پس دادن، روى چیزى حساب کردن، محسوب داشتن، گمان کردن

۷

numeration

شمارش، احتساب