فرهنگ آریان‌پور

محاجه‌ کردن

#۱۸۰٬۶۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

argue

بحث کردن، گفتگو کردن، مشاجره کردن، دلیل آوردن، استدلال کردن

۲

cavil

خرده گیرى کردن، عیب جویى کردن، خرده گیرى، عیب جویى

۳

bicker

دعوا و منازعه، پرخاش کردن، ستیزه کردن

۴

wrangle

داد و بیداد کردن، مشاجره کردن، نزاع کردن، داد و بیداد، مشاجره، نزاع، گرد آورى و راندن احشام

۵

contradict

رد کردن، تناقض داشتن با، مخالف بودن با، سخن (کسى را) انکار کردن