فرهنگ آریانپور
محاجه کردن
#۱۸۰٬۶۹۵
argue
بحث کردن، گفتگو کردن، مشاجره کردن، دلیل آوردن، استدلال کردن
cavil
خرده گیرى کردن، عیب جویى کردن، خرده گیرى، عیب جویى
bicker
دعوا و منازعه، پرخاش کردن، ستیزه کردن
wrangle
داد و بیداد کردن، مشاجره کردن، نزاع کردن، داد و بیداد، مشاجره، نزاع، گرد آورى و راندن احشام
contradict
رد کردن، تناقض داشتن با، مخالف بودن با، سخن (کسى را) انکار کردن