فرهنگ آریانپور
مچاله کردن
#۱۸۰٬۶۷۹
crumple
مچاله، مچاله کردن، از اطو انداختن
scrunch
صداى به هم خوردن چیزى (مثل صداى سنگریزه)، درهم شکستن، به هم فشردن، مچاله کردن، منقبض کردن
wad
لایى، کهنه، نمد، آسترى، توده کاه، توده، کپه کردن، لایى گذاشتن، فشردن
crinkle
پیچاندن، تاب دادن، مضرس، زیگ زاگ، دندانه دندانه