فرهنگ آریان‌پور

مچاله‌ کردن

#۱۸۰٬۶۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

crumple

مچاله، مچاله کردن، از اطو انداختن

۲

scrunch

صداى به هم خوردن چیزى (مثل صداى سنگریزه)، درهم شکستن، به هم فشردن، مچاله کردن، منقبض کردن

۳

wad

لایى، کهنه، نمد، آسترى، توده کاه، توده، کپه کردن، لایى گذاشتن، فشردن

۴

crinkle

پیچاندن، تاب دادن، مضرس، زیگ زاگ، دندانه دندانه