فرهنگ آریان‌پور

مجوز

#۱۸۰٬۶۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

justification

توجیه، دلیل آورى، مجوز، هم ترازى

۲

pass

گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن

۳

permit

اجازه دادن، مجاز کردن، روا کردن، ندیده گرفتن، پروانه، جواز، اجازه

۴

warrant

سند عندالمطالبه، گواهى کردن، تضمین کردن، گواهى، حکم