فرهنگ آریان‌پور

مجعد شدن

#۱۸۰٬۴۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

crisp

مجعد شدن، موجدار کردن، حلقه حلقه کردن، چیز خشک و ترد، ترد، سیب زمینى برشته

۲

curl

حلقه کردن، فردادن، پیچاندن، حلقه، فر