واژههای فارسی←مجسمه سازی کردنفرهنگ آریانپورمجسمه سازی کردن#۱۸۰٬۳۸۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱insculpقلم زدن، کندن، حکاکى کردن، گراور کردن، مجسمه سازى کردن، نشاندن، جایگیر کردنواژههای نزدیک در الفبامجسمه ازادیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمجسمه ازادیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمجسمه ایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمجسمه ای که سر و دست و پای ان سنگی و بقیه اش چوب باشدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمجسمه بالا تنهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمجسمه برنگیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر