واژههای فارسی←مجری بودنفرهنگ آریانپورمجری بودن#۱۸۰٬۳۳۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱executeاجرا کردن، اداره کردن، قانونى کردن، نواختن، نمایش دادن، اعدام کردنواژههای نزدیک در الفبامجروح کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمجریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمجری - وصی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمجری برنامهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمجری برنامه بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمجری برنامه موسیقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر