فرهنگ آریان‌پور

مجدد

#۱۸۰٬۱۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

renewed

مجدد، تجدید شده، تازه (شده)، نوشده

۲

further

بیشتر، دیگر، مجدد، اضافى، زائد، بعلاوه، بعدى، دورتر، جلوتر، پیش بردن، جلو بردن، ادامه دادن، پیشرفت کردن، کمک کردن به

۳

reflorescence

شکوفایى، مجدد، غنچه آورى مجدد

۴

second

دوم آن که، ثانیا

۵

return

بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده

۶

regenerate

باززائیدن، احیاء کردن، باز زادن، تهذیب کردن، زندگى تازه و روحانى یافته، دوباره خلق شدن یا کردن