فرهنگ آریان‌پور

انسان

#۱۸٬۰۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

homosapiens

انسان، نام علمى انسان، نوع انسان

۲

man

مرد، انسان، شخص، بر، نوکر، مستخدم، اداره کردن، گرداندن (امور)، شوهر، مهره شطرنج، مردى

۳

homo

جانورانى که انسان و انواع میمون ها نیز جزو آن به شمار مى روند، آدم، انسان

۴

human

انسانى، وابسته به انسان، داراى خوى انسانى

۵

mortal

فانى، فناپذیر، از بین رونده، مردنى، مرگ آور، مهلک، مرگبار، کشنده، خونین، مخرب، انسان

۶

mankind

نوع انسان، جنس بشر، نژاد انسان

۷

anthropo

(anthrop =) ـ پیشوند به معانى " انسان " و " جنس انسان " earthling

۸

one

یک، تک، واحد، شخص، آدم، کسى، شخصى، یک واحد، یگانه، منحصر، عین همان، یکى، یکى از همان، متحد، عدد یک، یک عدد، شماره یک

۹

body

جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن

۱۰

person

شخص، نفر، آدم، کس، وجود، ذات، هیکل

۱۱

humanity

بشریت، نوع بشر، مردمى، مروت