فرهنگ آریان‌پور

مجاور

#۱۸۰٬۱۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

abutting

مجاور، هم مرز، همسایه

۲

next

بعد، دیگر، آینده، پهلویى، جنبى، مجاور، نزدیک ترین، پس از آن، سپس، جنب، کنار

۳

nigh

نزدیک، قریب، مجاور، تقریبا، نزدیک شدن

۴

against

دربرابر، در مقابل، پیوسته، مجاور، به سوى، مقارن، بر ضد، مخالف، علیه، به، بر، با

۵

vicinal

همسایه، در همسایگى، پیوسته، نزدیک، مجاور

۶

adjacent

(علوم نظامى) مجاور، نزدیک، همسایه، همجوار، دیوار بدیوار

۷

adjoining

پیوستن، متصل کردن، وصلت دادن، مجاور بودن (به)، پیوسته بودن (به)، افزودن، متصل شدن

۸

appressed

(گیاه شناسى، جانور شناسى) کاملاً نزدیک و مجاور چیزى، مجاور

۹

neighbour

(neighbor =) ـ همسایه، نزدیک، مجاور، همسایه شدن با

۱۰

contiguous

همجوار، نزدیک، مجاور، پیوسته، متصل، مربوط به هم

۱۱

limitrophe

واقع در مرز، مجاور مرزى، مجاور

۱۲

coterminous

هم مرز، مجاور

۱۳

conterminous

هم مرز، مجاور، نوک به نوک، متلاقى

۱۴

neighbouring

(neighbor =) ـ همسایه، نزدیک، مجاور، همسایه شدن با

۱۵

by

به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم واژه هاى شامل

۱۶

about

در باره، گرداگرد، پیرامون، دور تا دور، در اطراف، نزدیک، قریب، در حدود، در باب، راجع به، در شرف، در صدد، با، نزد، در، بهر سو، تقریبا، بالاتر، (علوم نظامى) فرمان عقب گرد

۱۷

surrounding

فرا گرفتن، محاصره کردن، احاطه شدن، احاطه