فرهنگ آریان‌پور

مجاهدت

#۱۸۰٬۱۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

industry

صنعت، صناعت، پیشه و هنر، ابتکار، مجاهدت

۲

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۳

attempt

کوشش کردن، قصد کردن، مبادرت کردن به، تقلا کردن، جستجو کردن، کوشش، قصد

۴

diligence

کوشش پیوسته، سعى و کوشش، پشت کار