فرهنگ آریانپور
مجاهدت
#۱۸۰٬۱۳۱
industry
صنعت، صناعت، پیشه و هنر، ابتکار، مجاهدت
drive
(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن
attempt
کوشش کردن، قصد کردن، مبادرت کردن به، تقلا کردن، جستجو کردن، کوشش، قصد
diligence
کوشش پیوسته، سعى و کوشش، پشت کار