فرهنگ آریان‌پور

مجال

#۱۸۰٬۱۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

room

اتاق، خانه، جا، فضا، محل، موقع، مجال، مسکن گزیدن، منزل دادن به، وسیع تر کردن

۲

chance

بخت، تصادف، شانس، فرصت، مجال، اتفاقى، اتفاق افتادن

۳

opportunity

فرصت، مجال، دست یافت، فراغت

۴

time

بموقع، بهنگام، بجا، به وقت، بگاه breathing room

۵

leisure

با فراغت خاطر، تفریحانه، به آهستگى

۶

toehold

(در کوهنوردى) محل استقرار پنجه پا، جاى پا، نفوذ کم

۷

breathing space

ایست، مکث