فرهنگ آریان‌پور

مجاز

#۱۸۰٬۰۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

admissibll

مجاز، روا

۲

authorized

مجاز

۳

licensable

مجاز، قابل اجازه، پروانه دار

۴

permissible

مجاز، روا، رخصت دادنى

۵

free

آزاد، مستقل، میدانى، مطلق، اختیارى، مختار، مجانى، رایگان، سخاوتمندانه، روا، مجاز، منفصل، رها، به طور مجانى، آزاد کردن، ترخیص کردن

۶

metonymy

(بدیع) کنایه، مجاز، ذکر کلمه اى بمنظور دیگرى (غیر از معنى اصلى کلمه)، مجاز مرسل

۷

admitance

دخول، ورود، بار، اجازه ى دخول، (معنى مجازى) تصدیق، روا، مجاز، گذرایى

۸

allowable

جایز، مجاز، روا، قابل قبول

۹

admissible

قابل قبول، قابل تصدیق، پذیرفتنى، روا، مجاز

۱۰

permissive

آسان گیر، مجاز، روا

۱۱

tropologic

گرمسیرى، مجاز (majaaz)، مجازى، داراى تفسیر اخلاقى

۱۲

fair

زیبا، لطیف، نسبتا خوب، متوسط، بور، بدون ابر، منصف، نمایشگاه، بازار مکاره، بى طرفانه fair figures of speech

۱۳

rated

(جانور شناسى) موش صحرایى، آدم موش صفت، موش گرفتن، کشتن، دسته خود را ترک کردن، خیانت rat

۱۴

image

مجسمه، تمثال، شکل، پنداره، شمایل، تصویر، پندار، تصور، خیالى، منظر، مجسم کردن، خوب شرح دادن، مجسم ساختن، نگاره واژه هاى شامل

۱۵

imagery

صنایع بدیعى، تشبیه ادبى، شکل و مجسمه، مجسمه سازى، شبیه سازى، تصورات