فرهنگ آریانپور
مثلا
#۱۸۰٬۰۲۲
say
(past: said ; past participle: said) ـ گفتن، اظهار داشتن، حرف زدن، بیان کردن، سخن گفتن، صحبت کردن سخن، حرف، اظهار، نوبت حرف زدن، مثلا
thus
بدین گونه، بدینسان، از این قرار، این طور، چنین، مثلا، بدین معنى که، پس، بنابر این
videlicet
یعنى، براى مثال، مثلا
like
محتمل، باور کردنى، احتمالى، راستنما