فرهنگ آریان‌پور

مثل

#۱۷۹٬۸۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

adage

مثل، امثال و حکم

۲

proverb

مثل، ضرب المثل، گفتار حکیمانه، مثل زدن

۳

maxim

پند، مثل، گفته اخلاقى، قاعده کلى، اصل

۴

example

نمونه، مثال، مثل، سرمشق، عبرت، مسئله، بامثال و نمونه نشان دادن

۵

exemplar

نمونه، سرمشق، نظیر، مانند، مثال، مثل، نسخه

۶

instance

بعنوان مثال ذکر کردن، لحظه، مورد، نمونه، مثل، مثال، شاهد، وهله

۷

as

ارسنیک - (As)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 33 و جرم اتمى 74.92160 گرم بر مول، مرگ موش

۸

ilk

تیره، خانواده، نوع، جور، گونه، دسته، طبقه like _

۹

saw

(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگر

۱۰

like

محتمل، باور کردنى، احتمالى، راستنما

۱۱

picture

تصویر، عکس، منظره، سینما، با عکس نشان دادن، روشن ساختن، نقاشى کردن، تصور، وصف، مجسم کردن

۱۲

accordingly

بنابر این، از این رو، از همان قرار، بر طبق آن، نتیجتا، بالنتیجه