فرهنگ آریان‌پور

متوقف‌ کردن به طور موقتی

#۱۷۹٬۸۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

halt

ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن