فرهنگ آریانپور
متوسل شدن به
#۱۷۹٬۸۱۵
recourse
مراجعه، اعاده، چاره، وسیله، توسل، پاتوق، میعادگاه، متوسل شدن به، مراجعه کردن به
take
(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن
resort
ملجا، پناهگاه، پاتوق، ملاقات مکرر، رفت و آمد مکرر، دوباره دسته بندى کردن، متشبث شدن به، متوسل شدن
solicit
درخواست کردن، التماس کردن، خواستن، تقاضا کردن، جلب کردن، تشجیع کردن، خواستار بودن، بیرون کشیدن، وسوسه کردن