فرهنگ آریان‌پور

متورق کردن

#۱۷۹٬۷۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

plate

صفحه فلزى، ورقه یا صفحه، قاب (مثل قاب ساعت)، پلاک، لوح، لوحه، روکش، بشقاب، به قدر یک بشقاب روکش فلزى کردن، آبکارى فلزى کردن، روکش کردن، متورق کردن، صفحه، اندودن

۲

interlaminate

در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن، متورق کردن، ورقه ورقه بین هم گذاردن