فرهنگ آریان‌پور

متوجه

#۱۷۹٬۷۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

heedful

متوجه، مواظب

۲

advertent

متوجه، دقیق

۳

tenty

(tentie =) ـ متوجه، مراقب، مواظب، دقیق، به دقت

۴

wistful

(معنى مجازى) مشتاق، متوجه، آرزومند، دقیق، منتظر، در انتظار

۵

attentive

مواظب، ملتفت، متوجه، با دقت

۶

tendentious

(tendencious =) ـ داراى گرایش ویژه و عمدى، متمایل، متوجه، رسیدگى کننده

۷

intent

نیت، قصد، مرام، مفاد، معنى، منظور، مصمم

۸

centered

مرکز، میان، وسط و نقطه مرکزى، درمرکز قرار گرفتن، تمرکز یافتن center

۹

impending

مشرف بودن، آویزان کردن، در شرف وقوع بودن، محتمل الوقوع بودن