فرهنگ آریانپور
متوجه
#۱۷۹٬۷۵۷
heedful
متوجه، مواظب
advertent
متوجه، دقیق
tenty
(tentie =) ـ متوجه، مراقب، مواظب، دقیق، به دقت
wistful
(معنى مجازى) مشتاق، متوجه، آرزومند، دقیق، منتظر، در انتظار
attentive
مواظب، ملتفت، متوجه، با دقت
tendentious
(tendencious =) ـ داراى گرایش ویژه و عمدى، متمایل، متوجه، رسیدگى کننده
intent
نیت، قصد، مرام، مفاد، معنى، منظور، مصمم
centered
مرکز، میان، وسط و نقطه مرکزى، درمرکز قرار گرفتن، تمرکز یافتن center
impending
مشرف بودن، آویزان کردن، در شرف وقوع بودن، محتمل الوقوع بودن