فرهنگ آریان‌پور

متوالی

#۱۷۹٬۷۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

successive

متوالى، پى در پى، پى درپى، پیاپى، مسلسل، ارثى، توارثى

۲

reel

حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن

۳

succedent

(succedaneous =) ـ پیرو، متعاقب، جانشین، متاخر، متوالى

۴

sequential

مداوم، دائمى، پى در پى، متوالى، پى رفتى، ترتیبى

۵

continuous

مداوم، متوالى، پیوسته

۶

consecutive

پیاپى، متوالى، پى درپى، پشت سرهم، (دستور زبان) نتیجه اى

۷

succedaneous

(succedent =) ـ پیرو، متعاقب، جانشین، متاخر، متوالى

۸

uninterrupted

بى وقفه، پیوسته، غیر منقلع، قطع نشده، متوالى، مسلسل

۹

together

با، با هم، با یکدیگر، متفقا، با همدیگر، بضمیمه، باضافه

۱۰

succession

توالى، جانشینى، پى آیى، ترادف، ردیف، وراثت