فرهنگ آریانپور
متوالی
#۱۷۹٬۷۵۱
successive
متوالى، پى در پى، پى درپى، پیاپى، مسلسل، ارثى، توارثى
reel
حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن
succedent
(succedaneous =) ـ پیرو، متعاقب، جانشین، متاخر، متوالى
sequential
مداوم، دائمى، پى در پى، متوالى، پى رفتى، ترتیبى
continuous
مداوم، متوالى، پیوسته
consecutive
پیاپى، متوالى، پى درپى، پشت سرهم، (دستور زبان) نتیجه اى
succedaneous
(succedent =) ـ پیرو، متعاقب، جانشین، متاخر، متوالى
uninterrupted
بى وقفه، پیوسته، غیر منقلع، قطع نشده، متوالى، مسلسل
together
با، با هم، با یکدیگر، متفقا، با همدیگر، بضمیمه، باضافه
succession
توالى، جانشینى، پى آیى، ترادف، ردیف، وراثت