فرهنگ آریانپور
متوافق
#۱۷۹٬۷۴۸
symphonious
متوافق، موزون، هم آهنگ، هم آوا، هم نوا
homogeneous
همگن، متجانس، (زیست شناسى) مقاربت کننده با هم جنس خود، متوافق، هم جنس، یک جور، مشابه
harmonic
(harmonious =) ـ هم آهنگ، موزون، هارمونیک، همساز
congenial
همخو، هم مشرب، داراى تجانس روحى، هم سلیقه
congruent
موافق، متجانس
consonant
هم آهنگ، حرف صامت، حرف بى صدا، همخوان
concordant
موافق، جور، هم آهنگ، هم نوا، متوازن، موزون
concurrent
همزمان، در یک وقت واقع شونده، موافق، متقارن، همرو
harmonious
خوش آهنگ، خوش صدا، موزون، موافق
commensurable
تناسب پذیر