فرهنگ آریانپور
متنوع کردن
#۱۷۹٬۶۸۳
diversify
گوناگون ساختن، متنوع کردن
vary
تغییردادن، عوض کردن، دگرگون کردن، متنوع ساختن، تنوع دادن به، فرق داشتن، تغییر کردن، تغییر داد
stagger
گوزن (قرمز نر)، کره اسب، حیوان نر (به طور کلى)، جلسه یا مهمانى مردانه، کوتاه کردن، بریدن، جاسوسى کردن، پائیدن
interlard
آمیختن، مخلوط کردن، بمیان آوردن
intersperse
پراکنده کردن، افشاندن، متفرق کردن