فرهنگ آریان‌پور

متنوع

#۱۷۹٬۶۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

varietal

متنوع، داراى تنوع، گوناگون، پر از تنوعات

۲

varied

تغییردادن، عوض کردن، دگرگون کردن، متنوع ساختن، تنوع دادن به، فرق داشتن، تغییر کردن، تغییر داد

۳

variety

واریته، نمایشى که مرکب از چند قطعه متنوع باشد، تنوع، گوناگونى، نوع، متنوع، جورواجور

۴

variorum

(در مورد کتاب) ناشى از چند منبع، متنوع

۵

omnifarious

همه جور، جوربجور، متنوع، رنگارنگ

۶

variegation

گوناگونى، اختلاف رنگ، چند رنگ، متنوع

۷

diverse

گوناگون، مختلف، متغیر، متمایز

۸

variant

مغایر، گوناگون، مختلف، متغیر، نوع دیگر

۹

catholic

جامع، بلند نظر، آزاده، کاتولیک، عضو کلیساى کاتولیک

۱۰

checkered

شطرنجى، به شکل شطرنجى ساختن یا علامت گذاردن، شطرنجى کردن، نوعى بازى شبیه جنگ نادر، چکرز

۱۱

multifarious

گوناگون، متعدد، بسیار، داراى انواع مختلف

۱۲

miscellaneous

گوناگون، متفرقه