فرهنگ آریانپور
متناوب
#۱۷۹٬۶۵۲
alternate
متناوب کردن، بنوبت انجام دادن، یک در میان آمدن، متناوب، یک در میان، (هندسه) متبادل، عوض و بدل، متناوب بودن
alternating
متناوب کردن، بنوبت انجام دادن، یک در میان آمدن، متناوب، یک در میان، (هندسه) متبادل، عوض و بدل، متناوب بودن alternate
intermittent
متناوب، نوبت دار، نوبه اى، نوبتى، غیر دائمى، ادوارى
jerky
نامنظم رونده، تشنجى، متناوب، خشکانده شده در آفتاب
altern
یک در میان، متناوب، متبادل
periodic
دوره اى، دورى، نوبتى، نوبت دار، متناوب
continual
پیوسته، پى درپى، دائمى، همیشگى، مکرر، متناوب
alternative
شق، شق دیگر، پیشنهاد متناوب، چاره، متناوب، تناوبى، دیگر
stagger
گوزن (قرمز نر)، کره اسب، حیوان نر (به طور کلى)، جلسه یا مهمانى مردانه، کوتاه کردن، بریدن، جاسوسى کردن، پائیدن